خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و دلدادگی سخن میگوید، جایی که شاعر خود را فدای معشوق کرده و از عقل و آبرو گذشته است. او از دیوانگی در عشق، سوختن در آتش سودا و بذل کردن دل به معشوق میگوید. همچنین، اشارهای به رهایی از تعلقات دنیوی و تسلیم کامل در برابر عشق دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'دیوانگی' و 'سوختن در آتش سودا' نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
شماره ۳۴۸ - دین ودل درعشق یار از گفتگوئی داده ایم
دین ودل درعشق یار از گفتگوئی داده ایم
قوت روح وقوت جان را ز بوئی داده ایم ۱
عاقلان دیوانه می خوانندما ز آنکه ما
دل به دست دلبر زنجیر موئی داده ایم ۲
خاک ما را آتش سودای او بر باد داد
نه همی اندر هوایش آبروئی داده ایم ۳
حال دل ازما چه می جوئی که در میدان عشق
دل به چوگان سر زلفش چوگوئی داده ایم ۴
بالله از دوزخ اگر اندیشه ای داریم ما
زآنکه دل را خو به ترک تندخوئی داده ایم ۵
تاابد سبز است وخرم نونهال بخت ما
چونکه جای او را کنار آب جوئی داده ایم ۶
ما دراین میخانه می خواهیم از پیر مغان
کی کجا دل بر خمی یا بر سبوئی داده ایم ۷
برمچین زاهد ز ما دامن چوبر ما بگذری
ما به دریا خویشتن را شستشوئی داده ایم ۸
گفتم او را کی مرا کردی بلنداقبال گفت
از دلت آنم که ترک آرزوئی داده ایم ۹
قوت روح وقوت جان را ز بوئی داده ایم ۱
عاقلان دیوانه می خوانندما ز آنکه ما
دل به دست دلبر زنجیر موئی داده ایم ۲
خاک ما را آتش سودای او بر باد داد
نه همی اندر هوایش آبروئی داده ایم ۳
حال دل ازما چه می جوئی که در میدان عشق
دل به چوگان سر زلفش چوگوئی داده ایم ۴
بالله از دوزخ اگر اندیشه ای داریم ما
زآنکه دل را خو به ترک تندخوئی داده ایم ۵
تاابد سبز است وخرم نونهال بخت ما
چونکه جای او را کنار آب جوئی داده ایم ۶
ما دراین میخانه می خواهیم از پیر مغان
کی کجا دل بر خمی یا بر سبوئی داده ایم ۷
برمچین زاهد ز ما دامن چوبر ما بگذری
ما به دریا خویشتن را شستشوئی داده ایم ۸
گفتم او را کی مرا کردی بلنداقبال گفت
از دلت آنم که ترک آرزوئی داده ایم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۷ - ما عاشقان مست دل از دست داده ایم
گوهر بعدی:شماره ۳۴۹ - گوئیم عاشقیم وز هجرت نمرده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.