این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق و وابستگی شاعر به معشوق است. شاعر با وجود غیبت فیزیکی، حضور معشوق را در خیال خود زنده نگه میدارد و خود را همچون انگور در اختیار او میداند. او از فتنههای چشمان معشوق شکایت دارد اما در عین حال، تمام خطاهای خود را ناشی از عشق و غرور به معشوق میداند. شاعر همچنین به قدرت و نفوذ معشوق اشاره کرده و خود را در سایه او نیرومند میبیند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'فتنه چشمت' و 'شر و شور' نیاز به بلوغ عاطفی برای درک کامل دارند.
شماره ۳۴۳ - توسلیمانی وما مورتوایم
لیک شیریم چومنظور توایم ۱
غائب از چشمی و حاضر به خیال
تو مپندار که ما دور توایم ۲
چه غم از فتنه چشمت شب وروز
که گرفتار شر و شور توایم ۳
توگر از تندی خو زنبوری
ما به پیش تو چو انگورتوایم ۴
هر خطائی که بکردیم وکنیم
همه زآنروست که مغرور توایم ۵
گر بجنگیم به شاه توران
همه رستم جگر از زور توایم ۶
گر کلیم تو بلند اقبال است
همه گویند که ما طور توایم ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.