خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از اسارت در زنجیر عشق، پیری زودرس ناشی از غم، ویرانی وجودش توسط غم، و ناتوانی در برابر تقدیر مینالد. با این حال، در پایان به لطف خداوند امیدوار است که قابل تعمیر شود.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی مانند عشق نافرجام، رنج، و تقدیر است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، فهم شعر را برای سنین پایینتر چالشبرانگیز میکند.
شماره ۳۰۶ - پای بند خم آن زلف گره گیر شدم
پای بند خم آن زلف گره گیر شدم
از جنون عاقبت الامر به زنجیر شدم ۱
این همه چین نه ز پیری است که دارم به جبین
در جوانی ز غم یار چنین پیر شدم ۲
نه ز بسیاری عمر است که پشتم شده خم
قدخمیده چو کمان ز آن قد چون تیر شدم ۳
شد زتاراج غمش ملک وجودم ویران
شکر لله که کنون قابل تعمیر شدم ۴
جان به در بردم از آن خنجر مژگان اول
آخر از ابروی او کشته به شمشیر شدم ۵
دست تدبیر من ازچاره گری کوته شد
تا گرفتار به سرپنجه تقدیر شدم ۶
چون بلنداقبال از بس که خورم خون جگر
بر سر خوان حیات از دل وجان سیر شدم ۷
از جنون عاقبت الامر به زنجیر شدم ۱
این همه چین نه ز پیری است که دارم به جبین
در جوانی ز غم یار چنین پیر شدم ۲
نه ز بسیاری عمر است که پشتم شده خم
قدخمیده چو کمان ز آن قد چون تیر شدم ۳
شد زتاراج غمش ملک وجودم ویران
شکر لله که کنون قابل تعمیر شدم ۴
جان به در بردم از آن خنجر مژگان اول
آخر از ابروی او کشته به شمشیر شدم ۵
دست تدبیر من ازچاره گری کوته شد
تا گرفتار به سرپنجه تقدیر شدم ۶
چون بلنداقبال از بس که خورم خون جگر
بر سر خوان حیات از دل وجان سیر شدم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۵ - کافرم خوانند چون عاشق بدان دلبر شدم
گوهر بعدی:شماره ۳۰۷ - از چهر آتشین تو آتش به جان شدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.