خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به روابط عاشقانه و دشمنیهای میان عناصر طبیعی (آب، آتش، باد، خاک) و انسان میپردازد. شاعر از الفت و دشمنی میان یار و خود سخن میگوید و بیان میکند که حتی اگر یار از او بیزار باشد، باز هم دلبستگی وجود دارد. همچنین، اشارهای به بلنداقبالی و قدرت سخن دارد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای عمیق و زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۷۶ - دشمنی دارنددرکار آب وآتش باد وخاک
دشمنی دارنددرکار آب وآتش باد وخاک
با دلم شد پس غم یار آب و آتش باد وخاک ۱
یار ما هم شاید ار با ما دم از یاری زند
یار اگر گردند ناچار آب و آتش بادو خاک ۲
دلبر ما را هم افتد با دل ما الفتی
الفت ار گیرند این چار آب وآتش باد وخاک ۳
یار ما از ما بود بیزار وماازجان خود
تا زهم هستندبیزار آب وآتش باد وخاک ۴
جز دل آزاری نبیند هیچکس کاری ز یار
تا ز هم بینند آزار آب و آتش باد وخاک ۵
پرورد تا همچو او شوخی وچون من عاشقی
روز وشب هستند درکار آب وآتش باد وخاک ۶
شد بلنداقبال درگیتی خداوندسخن
بارهاکردند اقرار آب وآتش باد وخاک ۷
با دلم شد پس غم یار آب و آتش باد وخاک ۱
یار ما هم شاید ار با ما دم از یاری زند
یار اگر گردند ناچار آب و آتش بادو خاک ۲
دلبر ما را هم افتد با دل ما الفتی
الفت ار گیرند این چار آب وآتش باد وخاک ۳
یار ما از ما بود بیزار وماازجان خود
تا زهم هستندبیزار آب وآتش باد وخاک ۴
جز دل آزاری نبیند هیچکس کاری ز یار
تا ز هم بینند آزار آب و آتش باد وخاک ۵
پرورد تا همچو او شوخی وچون من عاشقی
روز وشب هستند درکار آب وآتش باد وخاک ۶
شد بلنداقبال درگیتی خداوندسخن
بارهاکردند اقرار آب وآتش باد وخاک ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۵ - گفتم ازهجر توخونین جگرم گفت چه باک
گوهر بعدی:شماره ۲۷۷ - زلفت شب قدر است ورخت ماه مبارک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.