خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن درباره امید به بازگشت شادی و آزادی است. شاعر از دل مرده و مرغ دل سخن میگوید و امیدوار است که با خنده و لطف معشوق، دوباره زندگی و شادی بازگردد. همچنین اشارهای به آزادی و رهایی از بندگی دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک دارند.
شماره ۲۳۶ - بس دل مرده زنده گردد باز
بس دل مرده زنده گردد باز
گر دهانت به خنده گردد باز ۱
زلف تو سر کشی کند تا کی
گو که تا سرفکنده گردد باز ۲
بنده ای کوگرفته آزادی
پیش روی تو بنده گردد باز ۳
مرغ دل بال وپر زند خواهد
که پر وبال کنده گردد باز ۴
کس نخواهد شدن کم از مردن
کرم پشه پرنده گردد با ز ۵
هر چه گند نمک زنند بر او
گر نمک رفت گنده گردد باز ۶
به سر تربت بلند اقبال
کن گذر تا که زنده گردد باز ۷
گر دهانت به خنده گردد باز ۱
زلف تو سر کشی کند تا کی
گو که تا سرفکنده گردد باز ۲
بنده ای کوگرفته آزادی
پیش روی تو بنده گردد باز ۳
مرغ دل بال وپر زند خواهد
که پر وبال کنده گردد باز ۴
کس نخواهد شدن کم از مردن
کرم پشه پرنده گردد با ز ۵
هر چه گند نمک زنند بر او
گر نمک رفت گنده گردد باز ۶
به سر تربت بلند اقبال
کن گذر تا که زنده گردد باز ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۵ - نصیب جان ودلم شد بلای هجرت باز
گوهر بعدی:شماره ۲۳۷ - چنگ این همه در طره طرار مینداز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.