خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد فراق و اشکهای بیپایان خود سخن میگوید. او از دلبری که از او دور شده، یاد میکند و با تصاویر شاعرانه مانند جوی اشک و لالهزار، غم خود را بیان میکند. در نهایت، شاعر به لطف و اقبال عشق خود اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۲۴ - ریزم از بس خون زچشم اندرکنار
ریزم از بس خون زچشم اندرکنار
لاله زاری سازم اندر هر کنار ۱
شدکنارم چشمه ساری زاشک چشم
تا زمن بگرفت آن دلبر کنار ۲
از پی وصل نگاری سیمتن
رخ چو زردارم پر ازگوهر کنار ۳
من دگر آسوده دل خواهم نشست
با دلم آید نگارم گر کنار ۴
شانه کش بر زلف مشکین تا همی
پرکنم از مشک واز عنبر کنار ۵
زاهدا با ما نشین پیمانه کش
خرقه وسجاده را نه برکنار ۶
دولت عشقم بلنداقبال کرد
ریخت از اشکم بسکه لؤلؤ درکنار ۷
لاله زاری سازم اندر هر کنار ۱
شدکنارم چشمه ساری زاشک چشم
تا زمن بگرفت آن دلبر کنار ۲
از پی وصل نگاری سیمتن
رخ چو زردارم پر ازگوهر کنار ۳
من دگر آسوده دل خواهم نشست
با دلم آید نگارم گر کنار ۴
شانه کش بر زلف مشکین تا همی
پرکنم از مشک واز عنبر کنار ۵
زاهدا با ما نشین پیمانه کش
خرقه وسجاده را نه برکنار ۶
دولت عشقم بلنداقبال کرد
ریخت از اشکم بسکه لؤلؤ درکنار ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۳ - با لب لعلت مرا با چشمه حیوان چه کار
گوهر بعدی:شماره ۲۲۵ - پرده را از روی خود انداخت یار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.