خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و غم عاشقانهای است که شاعر در دل دارد. او از گریههایش میگوید و درد دلش را با تصاویری مانند تیر و کمان، زهر و تیغ، و افراسیاب و رستم بیان میکند. شاعر معشوقهاش را چنان زیبا توصیف میکند که گویی از نسل انسان نیست و عشق به او باعث بلنداقبالیاش شده است.
محتوا شامل مضامین عاشقانهای است که با درد و غم همراه است و ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸۸ - از غم رویش مبین کز گریه چشمم نم بود
از غم رویش مبین کز گریه چشمم نم بود
دامنم را بین که اندر هر کنارش یم بود ۱
در دل هر آدمی باشد در این عالم غمی
من غمی دارم به دل کاندر دل عالم بود ۲
قدچون تیرم کمان آسا چه غم گر گشته خم
آن هلال ابروان را هم که دیدم خم بود ۳
زهر اگر باشد به دست وی شودخوشتر ز نوش
زخم اگر آید ز تیغ او بهاز مرهم بود ۴
چشمت از افراسیاب است وشدش مژگان سپاه
نیست پروائی مرا هم چون دل رستم بود ۵
از پری زادی یقین گر نیستی حوری نژاد
کاینچنین صورت نه از نسل بنی آدم بود ۶
چون بلند اقبال گردیدم ز عشق آن نگار
می سزد گر از وصالش هم دلم خرم بود ۷
دامنم را بین که اندر هر کنارش یم بود ۱
در دل هر آدمی باشد در این عالم غمی
من غمی دارم به دل کاندر دل عالم بود ۲
قدچون تیرم کمان آسا چه غم گر گشته خم
آن هلال ابروان را هم که دیدم خم بود ۳
زهر اگر باشد به دست وی شودخوشتر ز نوش
زخم اگر آید ز تیغ او بهاز مرهم بود ۴
چشمت از افراسیاب است وشدش مژگان سپاه
نیست پروائی مرا هم چون دل رستم بود ۵
از پری زادی یقین گر نیستی حوری نژاد
کاینچنین صورت نه از نسل بنی آدم بود ۶
چون بلند اقبال گردیدم ز عشق آن نگار
می سزد گر از وصالش هم دلم خرم بود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۷ - من پی دلبر واو را بر دل منزل بود
گوهر بعدی:شماره ۱۸۹ - من نه آن مستم که باک از شحنه وشاهم بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.