خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد هجران و عشق شدید شاعر به معشوق است. او با استفاده از تمثیلهای مختلف مانند یعقوب و یوسف، نوح و موسی، به توصیف احساسات خود میپردازد. شاعر از صبر ایوب، قامت سرو و زیبایی ماه برای توصیف معشوق استفاده میکند، اما در نهایت به ناکامیهای خود در عشق اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از تمثیلهای تاریخی و ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸۴ - آتشی کز هجر یوسف در دل یعقوب بود
آتشی کز هجر یوسف در دل یعقوب بود
در دل خونین من دوش از غم محبوب بود ۱
همچو نوح از اشک چشمم کردطوفانی به پا
بر دل من آفرین کز صبر چون ایوب بود ۲
بهر موسی جلوه گر نوری که شددرکوه طور
پرتوی از عارض آن شوخ شهر آشوب بود ۳
سرو را کردم شبیه قامت رعنای دوست
منفعل گشتم چو دیدم ساق سرو از چوب بود ۴
ماه راگفتم به روی یار دارد نسبتی
خوب چون دیدم رخ ماه از کلف معیوب بود ۵
ترک من خوب است سر تا پا همین خویش بداست
کاش چون پا تا سر اوخوی اوهم خوب بود ۶
کردم اندر مقدم جانان سرو جان را نثار
گفت چیزی دیگر آر این تحفه نامرغوب بود ۷
بود بس شاعر ولی چون منکسی از عشق دوست
نه بلنداقبال ونه شعرش بدین اسلوب بود ۸
در دل خونین من دوش از غم محبوب بود ۱
همچو نوح از اشک چشمم کردطوفانی به پا
بر دل من آفرین کز صبر چون ایوب بود ۲
بهر موسی جلوه گر نوری که شددرکوه طور
پرتوی از عارض آن شوخ شهر آشوب بود ۳
سرو را کردم شبیه قامت رعنای دوست
منفعل گشتم چو دیدم ساق سرو از چوب بود ۴
ماه راگفتم به روی یار دارد نسبتی
خوب چون دیدم رخ ماه از کلف معیوب بود ۵
ترک من خوب است سر تا پا همین خویش بداست
کاش چون پا تا سر اوخوی اوهم خوب بود ۶
کردم اندر مقدم جانان سرو جان را نثار
گفت چیزی دیگر آر این تحفه نامرغوب بود ۷
بود بس شاعر ولی چون منکسی از عشق دوست
نه بلنداقبال ونه شعرش بدین اسلوب بود ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۳ - بدبخت هر که بی هنر وبی ادب بود
گوهر بعدی:شماره ۱۸۵ - اگر از نقطه موهوم نشان خواهدبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.