خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر به توصیف عشق و دل‌آشوبی می‌پردازد و از تشبیهات مختلف مانند زلف یار، صوفی، میخانه و طبیعت برای بیان حالات عاشقانه استفاده می‌کند. شاعر از بی‌قراری، جستجو و احساسات پیچیده در عشق سخن می‌گوید.

محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار بوده و مناسب مخاطبان با درک ادبی بالاتر است.

مشاهده کامل

شماره ۱۷۹ - با سر زلف تو بربط گفتگوئی می کند

با سر زلف تو بربط گفتگوئی می کند
صوفی آسا هی مکررهای های وهوئی می کند ۱

از دل آشفته ما گوئیا با زلف تو
با زبان بی زبان بی زبانی گفتگویی می کند ۲

گوید آن دل را که بردی چون شد آخر زلف تو
هر دم از بی اعتنائی رو به سوئی می کند ۳

گاه می گوید که او یک جا نمی گیرد قرار
دایم از این سو وآن سو جستجوئی می کند ۴

هرگلی درهر گلستانی که باشدچون نسیم
می رساند خویش را آنجا و بویی میکند ۵

گه سوی میخانه اندر خدمت پیر مغان
گه سبو را بو و گه می در سبوئی می کند ۶

کند آید در نظر اما به چالاکی گهی
ترک سر در عشق ترک تندخوئی می کند ۷

گاه گردد سینه چاک از ابروی چون خنجری
می شود بی حال تا خود را رفوئی می کند ۸

چون بلند اقبال گاهی خویش را شوریده حال
از برای دلبر زنجیر موئی می کند ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۸ - زلف توگه سرکشی و گاه پستی می کند
گوهر بعدی:شماره ۱۸۰ - جلوه به پیش قامتت سرو چمن نمی کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.