خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، دلشکستگی و آرزوی وصلت سخن میگوید. شاعر از درد فراق یار مینالد و آرزو میکند که اگر یارش از حال او باخبر میشد، شاید رنجش پایان مییافت. همچنین، به نابرابری اجتماعی و آرزوی تغییر وضعیت (مانند تبدیل گدا به پادشاه) اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند دلشکستگی و نابرابری اجتماعی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۶۰ - خبر گر از دل آشفته ما یار ما می شد
خبر گر از دل آشفته ما یار ما می شد
دلش راضی به آزار دل ما کی کجا می شد ۱
دگر ما را چه دردی در جهان می بودی آن دلبر
به زخم ما اگر مرهم به درد ما دوا می شد ۲
به ساحل کشتی ما را خدا آورد از دریا
وگرنه این هنر هرگز کجا از ناخدا می شد ۳
به ما چندی است بی مهر است آن مه رو چه خوش بودی
اگر اندر میانمان باز هم صلح و صفا می شد ۴
نخواهد شد خبر ازحال ما دلدار ما هرگز
بلی آگه شود گر عاشق و بی دل چو ما می شد ۵
کجا شهزاده را باشد به دل غم از گدا زاده
خبر خوش از گدا می شد گدا گر پادشا می شد ۶
نماندی آرزوئی در دلش دیگر در این عالم
بلند اقبال را ازوصلت ار حاجت روا می شد ۷
دلش راضی به آزار دل ما کی کجا می شد ۱
دگر ما را چه دردی در جهان می بودی آن دلبر
به زخم ما اگر مرهم به درد ما دوا می شد ۲
به ساحل کشتی ما را خدا آورد از دریا
وگرنه این هنر هرگز کجا از ناخدا می شد ۳
به ما چندی است بی مهر است آن مه رو چه خوش بودی
اگر اندر میانمان باز هم صلح و صفا می شد ۴
نخواهد شد خبر ازحال ما دلدار ما هرگز
بلی آگه شود گر عاشق و بی دل چو ما می شد ۵
کجا شهزاده را باشد به دل غم از گدا زاده
خبر خوش از گدا می شد گدا گر پادشا می شد ۶
نماندی آرزوئی در دلش دیگر در این عالم
بلند اقبال را ازوصلت ار حاجت روا می شد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۹ - ز ازل چو دلبر ما به خیال دلبری شد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۱ - چه نعمتی است اگر یار یار ما می شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.