خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و غم هجران سخن میگوید و از دلآشفتگی و نگرانیهای عاشقانه حکایت دارد. شاعر از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود میگوید و اشارهای به افسانههای قدیمی مانند سنگ و سبو دارد. همچنین، صبر و دلتنگی در فراق را بیان میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۱۵۷ - دلم آشفته ز آن آشفته موشد
دلم آشفته ز آن آشفته موشد
قدم خم از غم ابروی اوشد ۱
مگر آن سرو قد درگلشن آمد
که پای سرو اندر گل فرو شد ۲
چه باک آن خوبرو گر گشته بدخو
که بدخو گشته هر کس خوبرو شد ۳
دل وعشق وصبوری از غم هجر
همان افسانه سنگ و سبو شد ۴
سر زلف تو تا چون صولجان گشت
دل مسکین من پیشش چوگو شد ۵
بلند اقبال وصافی دل از آنم
که فکر وذکر من پیوسته هو شد ۶
قدم خم از غم ابروی اوشد ۱
مگر آن سرو قد درگلشن آمد
که پای سرو اندر گل فرو شد ۲
چه باک آن خوبرو گر گشته بدخو
که بدخو گشته هر کس خوبرو شد ۳
دل وعشق وصبوری از غم هجر
همان افسانه سنگ و سبو شد ۴
سر زلف تو تا چون صولجان گشت
دل مسکین من پیشش چوگو شد ۵
بلند اقبال وصافی دل از آنم
که فکر وذکر من پیوسته هو شد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۶ - امروز عمر هم به فراق توشام شد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۸ - چون به پیش پای دلبر زلف سرافکنده شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.