خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، درد عشق و حسرت را بیان میکند. شاعر از عشق نافرجام، ناامیدی و رنجهای عاشقی سخن میگوید و با استفاده از استعارههایی مانند شیر، خون و آتش، عمق احساسات خود را نشان میدهد. همچنین، اشارههایی به تقدیر و قضا دارد که نشاندهندهی تسلیم در برابر سرنوشت است.
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و گاه دردناک است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم فلسفی مانند قضا و قدر نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۱ - شیری است عشق کز بر او کس گذر نکرد
شیری است عشق کز بر او کس گذر نکرد
تا شیر دل نیامد وتا ترک سر نکرد ۱
دلبر مرا ز حسرت لعل لبان خویش
خونی دگر نمانده که اندر جگر نکرد ۲
مژگانی آن نگار چو چنگال شیر داشت
دل شیر گیر بود که از او حذر نکرد ۳
یا بید بود یا که نه بختم سعید بود
کاخر درخت آرزوی من ثمر نکرد ۴
آهن مگر نه آب ز آتش همی شود
پس آه ما چرا به دل او اثر نکرد ۵
چشمت ز مژه با دل من آنچه میکند
فصاد با رگ کسی از نیشتر نکرد ۶
دیدی که شمع چون پر پروانه را بسوخت
خود همچنان بسوخت که شب را سحر نکرد ۷
زاهد نگر که گفت چنین وچنانم کنم
هیچ اعتنا به حکم قضا وقدر نکرد ۸
در عاشقی چو من نشد اقبال کس بلند
تا تن به پیش بار ملامت سپر نکرد ۹
تا شیر دل نیامد وتا ترک سر نکرد ۱
دلبر مرا ز حسرت لعل لبان خویش
خونی دگر نمانده که اندر جگر نکرد ۲
مژگانی آن نگار چو چنگال شیر داشت
دل شیر گیر بود که از او حذر نکرد ۳
یا بید بود یا که نه بختم سعید بود
کاخر درخت آرزوی من ثمر نکرد ۴
آهن مگر نه آب ز آتش همی شود
پس آه ما چرا به دل او اثر نکرد ۵
چشمت ز مژه با دل من آنچه میکند
فصاد با رگ کسی از نیشتر نکرد ۶
دیدی که شمع چون پر پروانه را بسوخت
خود همچنان بسوخت که شب را سحر نکرد ۷
زاهد نگر که گفت چنین وچنانم کنم
هیچ اعتنا به حکم قضا وقدر نکرد ۸
در عاشقی چو من نشد اقبال کس بلند
تا تن به پیش بار ملامت سپر نکرد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۰ - رخنه ها از مژه آن ترک در ایمانم کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۲ - در بر دلدار کی رفتم که دلداری نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.