خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است که در بند عشق او اسیر شده است. شاعر از زیبایی و لطافت معشوق سخن می‌گوید و یادآور می‌شود که حتی در فراق نیز خاطره وصال او شادی‌بخش است. همچنین، نصیحتی از پدر درباره صبر در برابر خوبی‌ها و بدی‌های روزگار نقل می‌کند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و اخلاقی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم عمیق ممکن است برای کودکان کم‌سن‌وسال نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۷ - اسیر بند تو در روزگار آزاد است

اسیر بند تو در روزگار آزاد است
نصیب هر که شود نعمت خداداداست ۱

دلم نمی شود اندر فراق تو غمگین
که در فراق هم از یادوصل توشاد است ۲

به خاک کشور عشق تو تا نهادم پا
نصیحت همه عالم به گوش من باد است ۳

به باغ جانکنم جز به سایه شمشاد
چرا که قامت دلدار من چو شمشاد است ۴

من آدمی نشنیدم به آن لطافت وحسن
ز ما بری است دلیل اینکه او پریزاد است ۵

دلا به نیک وبد روزگار صابر باش
نصیحی است نکو کز پدر مرا یاد است ۶

ز عهد سست بتان غم مخور بلند اقبال
که دهر وهر چه در اوهست سست بنیاد است ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۶ - بسکه مشکین مو ز بس نیکورخ است
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - این کیست که آفت زن و مرداست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.