خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی به دوست میگوید و بیان میکند که حاصل زندگی دنیوی او جز عشق و حسرت نبوده است. او از آرامشی که از پیام و کلام دوست به دست آورده سخن میگوید و امیدوار است که با لطف یار، زندگیاش روشن شود.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات شعری و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۱ - گمانم اینکه دل دوست نیست مایل ما
گمانم اینکه دل دوست نیست مایل ما
که روزگار نگردد به خواهش دل ما ۱
به غیر حسرت و اندوه ودرد ورنج وتعب
ز زندگانی دنیا چه بوده حاصل ما ۲
ملک به تربت ما سجده گر برد نه عجب
که عشق دوست عجین گشته است درگل ما ۳
هم از پیام توآسوده گشته خاطر ما
هم ازکلام تو آسان شده است مشکل ما ۴
همی ز ما طلبد وصل یار و عیش و نشاط
فغان از این دل پر آرزوی غافل ما ۵
دگر چه حاجت شمع وچراغ ومهتاب است
ز نور روی تو روشن شود چومنزل ما ۶
شویم فارغ وآسوده وبلنداقبال
اگر شود به جهان لطف یار شامل ما ۷
که روزگار نگردد به خواهش دل ما ۱
به غیر حسرت و اندوه ودرد ورنج وتعب
ز زندگانی دنیا چه بوده حاصل ما ۲
ملک به تربت ما سجده گر برد نه عجب
که عشق دوست عجین گشته است درگل ما ۳
هم از پیام توآسوده گشته خاطر ما
هم ازکلام تو آسان شده است مشکل ما ۴
همی ز ما طلبد وصل یار و عیش و نشاط
فغان از این دل پر آرزوی غافل ما ۵
دگر چه حاجت شمع وچراغ ومهتاب است
ز نور روی تو روشن شود چومنزل ما ۶
شویم فارغ وآسوده وبلنداقبال
اگر شود به جهان لطف یار شامل ما ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰ - نامه ای قاصد اگر آورد از دلبر ما
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - چون به غم خو کرده دل شادی نمی خواهیم ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.