خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از درد عشق و فراق سخن میگوید. شاعر از عشق به معشوق و تأثیر آن بر زندگی خود مینویسد، از جمله دیوانگی ناشی از عشق، تسلیم در برابر تقدیر و بیاعتنایی به دنیا. همچنین، او از پاکی خود از ریا و ربا دفاع میکند و بر عشق بیقید و شرط تأکید دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به تقدیر و تسلیم ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک داشته باشد.
شماره ۱۸ - در جوانی نه همی کرده غمت پیر مرا
در جوانی نه همی کرده غمت پیر مرا
کرده عشق رخ تو صورت تصویر مرا ۱
ز ابرو و مژه گرفته است چرا تیر وکمان
گر نخواهد که کند ترک تو نخجیر مرا ۲
وصل دلبر دل من خواهد و بیند همه هجر
پیش تقدیر خداوند چه تدبیر مرا ۳
غم ندارم ز بدونیک وکم و بیش که نیست
غیر تسلیم و رضا چاره ز تقدیر مرا ۴
دامن آلوده نیم من ز ریا و ز ربا
گو به زاهد نکند این همه تکفیر مرا ۵
گفتم ای دل ز چه دیوانه شدی گفت از آن
که دهی جای در آن زلف چو زنجیر مرا ۶
با همه زیرکی و هوش و بلنداقبالی
آخر آن ترک درآورد به تسخیر مرا ۷
کرده عشق رخ تو صورت تصویر مرا ۱
ز ابرو و مژه گرفته است چرا تیر وکمان
گر نخواهد که کند ترک تو نخجیر مرا ۲
وصل دلبر دل من خواهد و بیند همه هجر
پیش تقدیر خداوند چه تدبیر مرا ۳
غم ندارم ز بدونیک وکم و بیش که نیست
غیر تسلیم و رضا چاره ز تقدیر مرا ۴
دامن آلوده نیم من ز ریا و ز ربا
گو به زاهد نکند این همه تکفیر مرا ۵
گفتم ای دل ز چه دیوانه شدی گفت از آن
که دهی جای در آن زلف چو زنجیر مرا ۶
با همه زیرکی و هوش و بلنداقبالی
آخر آن ترک درآورد به تسخیر مرا ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - سودای عشق کرده زخود بی خبر مرا
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - دردا که هیچکس نبود دادرس مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.