خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، به توصیف زیبایی‌های معشوق و دل‌باختگی شاعر می‌پردازد. در آن از تشبیهات و استعاره‌های ادبی مانند زلف پرچین، چشم مست، و نقاب معشوق استفاده شده است. شاعر از درد فراق و ناکامی در عشق نیز سخن می‌گوید.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۹ - کنی تا کی پریشان چون دل من زلف پر چین را

کنی تا کی پریشان چون دل من زلف پر چین را
نمائی چند بی سامان همی دلهای مسکین را ۱

به هر سوکامدی از مشک تاتار آبرو بردی
به هم کمتر زن ای باد صبا آن زلف پرچین را ۲

بت شیرازی ما گر نقاب از چهره بردارد
ز آب و رنگ بی رونق کند صورتگر چین را ۳

بدو گفتم الف ما را بشد چون دال از لامت
به بالا برد نون بر چشم میم آورد پس سین را ۴

نموده چشم مست تو ز هر سر فتنه ای برپا
گناهی نیستش از بند بگشا زلف مشکین را ۵

شنیدم گفته بودی نرخ بوسی کرده ای جانی
من آن دادم ندانستم به مستی گفته ای این را ۶

نیامد چون روا کام دلش ز آن خسرو خوبان
بلنداقبال داد آخر به تلخی جان شیرین را ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸ - طرز دیگر بنگرم امسال یار پار را
گوهر بعدی:شماره ۱۰ - از پریشانی من گر خبری بود تو را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.