خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از طلوع صبح سعادت و ظهور خورشید حقیقت سخن میگوید. او از دیدار معشوق و جمال الهی میسراید و احساس عبادت و سجده در برابر این جمال را توصیف میکند. شاعر به وحدت عابد و معبود اشاره کرده و از عاقبت نیکوی این عشق و عبادت سخن میگوید.
متن دارای مضامین عرفانی و عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۱۳ - دمید صبح سعادت بطالع مسعود
دمید صبح سعادت بطالع مسعود
بداد طالع خورشید غیب رو بشهود ۱
ز روی لطف سحرگه مفتح الابواب
دری ز وصل برویم چو آفتاب گشود ۲
چو طاق ابروی آنماه مهربان دیدم
نبود چاره جانم بجز رکوع و سجود ۳
بطاق ابروی خوبان چه سجده ها می کرد
که عین یکدیگر افتاد عابد و معبود ۴
دلم چو دید جمالی که جان ز پرتو اوست
یقین شدنش که همین است عاقبت محمود ۵
بداد طالع خورشید غیب رو بشهود ۱
ز روی لطف سحرگه مفتح الابواب
دری ز وصل برویم چو آفتاب گشود ۲
چو طاق ابروی آنماه مهربان دیدم
نبود چاره جانم بجز رکوع و سجود ۳
بطاق ابروی خوبان چه سجده ها می کرد
که عین یکدیگر افتاد عابد و معبود ۴
دلم چو دید جمالی که جان ز پرتو اوست
یقین شدنش که همین است عاقبت محمود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲ - عارفان میخانه را فردوس اعلی گفته اند
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴ - حبذا مستی که در میخانه ساغر میکشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.