خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و شادمانه است که از مینوشی و شادی روحانی سخن میگوید. شاعر از صبح ازل و نور خورشید به عنوان نمادهای روشنایی و شادی یاد میکند و از ساقی و جام می به عنوان واسطههای رسیدن به این حالت روحانی نام میبرد. همچنین، اشارهای به ازدواج نمادین خورشید و ماه دارد که نشاندهنده وحدت و هماهنگی در جهان است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و استعاری است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مینوشی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۷۱ - برداشتیم از کف ساقی روح راح
برداشتیم از کف ساقی روح راح
درجام آفتاب می لعل هر صباح ۱
شادیم وخرمیم ز صبح ازل مدام
چونکرده ایم دیده بروی تو افتتاح ۲
ساقی ز روی ما و منی همچو آفتاب
میگوید از کرم دو جهانرا که الصلاح ۳
از بطن آفتاب بزدایم ما همه
خورشید را چو ماه در آورد در نکاح ۴
کوهی بروح قدس شدی جمله جاودان
از فعل شوم خویش اگر یافتی فلاح ۵
درجام آفتاب می لعل هر صباح ۱
شادیم وخرمیم ز صبح ازل مدام
چونکرده ایم دیده بروی تو افتتاح ۲
ساقی ز روی ما و منی همچو آفتاب
میگوید از کرم دو جهانرا که الصلاح ۳
از بطن آفتاب بزدایم ما همه
خورشید را چو ماه در آورد در نکاح ۴
کوهی بروح قدس شدی جمله جاودان
از فعل شوم خویش اگر یافتی فلاح ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰ - ساقی بجام باده گلرنگ در صباح
گوهر بعدی:شماره ۷۲ - تا نهادم بخاک آن کو رخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.