خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن به رابطهی عمیق انسان با خدا و طبیعت میپردازد. شاعر از همسایگی انسان با خدا، وابستگی جان و تن به عناصر طبیعی مانند آب و خورشید، و حضور خدا در درون انسان سخن میگوید. همچنین، از عشق و سوزش ناشی از آن و پناهبردن به سایهی معشوق صحبت میکند.
مفاهیم عرفانی و انتزاعی موجود در متن ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۳۵ - همسایه ی آفتاب ماه است
همسایه ی آفتاب ماه است
همسایه ی آدمی اله است ۱
در جان و تن تو آب حیوان
چون مردم دیده در سیاه است ۲
در ملک وجود غیر حق نیست
در دعوی ما خدا گواه است ۳
دیدم به درون دیده او را
از دیده ی دیده در نگاه است ۴
جسم تو ز خاک و جان ز خورشید
خورشید میان خاک راه است ۵
زان سوخت ز آفتاب رویش
در سایه ی زلف او پناه است ۶
کوهی همه شب چو شمع بر ما
در گریه ی زار و سوز و آه است ۷
همسایه ی آدمی اله است ۱
در جان و تن تو آب حیوان
چون مردم دیده در سیاه است ۲
در ملک وجود غیر حق نیست
در دعوی ما خدا گواه است ۳
دیدم به درون دیده او را
از دیده ی دیده در نگاه است ۴
جسم تو ز خاک و جان ز خورشید
خورشید میان خاک راه است ۵
زان سوخت ز آفتاب رویش
در سایه ی زلف او پناه است ۶
کوهی همه شب چو شمع بر ما
در گریه ی زار و سوز و آه است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴ - زلف بر دوش و به شب چون مه تابان میرفت
گوهر بعدی:شماره ۳۶ - نیست گر بر سر زلفین توام سود انیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.