خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن عرفانی از مولانا، وحدت وجود و یگانگی عاشق و معشوق را بیان میکند. با استفاده از استعارههایی مانند آفتاب و ماه، آب و گلاب، وحدت در عین کثرت را نشان میدهد. شاعر بر رفع حجابهای ظاهری و درک حقیقت واحد تأکید دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده، درک این متن را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. همچنین، برخی مفاهیم مانند وحدت وجود نیاز به پیشزمینههای فلسفی و عرفانی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
شماره ۱۹ - هست آن آفتاب ماه نقاب
هست آن آفتاب ماه نقاب
مردم دیده ی اولوالالباب ۱
دل و دلدار عین یک دگراند
جان چو کرد از وجود رفع حجاب ۲
نظری کن ببین به دانه و بر
لب لب قشر قشر لب لباب ۳
مدح و دم کو تفاوتت نکند
نیست فرقی میان آب و گلاب ۴
آفتاب قدیم لا شرقی
کرد ذرات را بلطف خطاب ۵
که منم در دل تو ای ذره
دل بدست آر و دلربا دریاب ۶
چشم جان برگشادم و دیدم
آفتاب منیر و در مهتاب ۷
نقش غیر و خیال باطل رفت
نیست در بحر صاف موج و حباب ۸
از لب لعل ساقی باقی
خورد کوهی مدام نقل و شراب ۹
مردم دیده ی اولوالالباب ۱
دل و دلدار عین یک دگراند
جان چو کرد از وجود رفع حجاب ۲
نظری کن ببین به دانه و بر
لب لب قشر قشر لب لباب ۳
مدح و دم کو تفاوتت نکند
نیست فرقی میان آب و گلاب ۴
آفتاب قدیم لا شرقی
کرد ذرات را بلطف خطاب ۵
که منم در دل تو ای ذره
دل بدست آر و دلربا دریاب ۶
چشم جان برگشادم و دیدم
آفتاب منیر و در مهتاب ۷
نقش غیر و خیال باطل رفت
نیست در بحر صاف موج و حباب ۸
از لب لعل ساقی باقی
خورد کوهی مدام نقل و شراب ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸ - دارم از خان وصال یار امید نصیب
گوهر بعدی:شماره ۲۰ - دوش می آمد بگوش جانم از حضرت خطاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.