این متن عرفانی و معنوی، با بهرهگیری از تصاویر شاعرانه و استعارههای عمیق، به ستایش ذات الهی و عشق به معبود میپردازد. شاعر با اشاره به ناتوانی علم در درک کنه ذات پاک خداوند، از عشق و سوز درونی خود سخن میگوید و بر اهمیت شناخت حقیقت از طریق عشق تأکید میکند. متن همچنین به نقد سطحینگری در خوانش متون مقدس و دعوت به گذر از ظواهر دنیوی میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و زبانی استعاری است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند نقد سطحینگری در دین ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۵ - ما ذرهایم پیشت ای آفتاب جانها
خوردم قسم به رؤیت و اللیل و الضحهیا ۱
او را که علم قاصر از کنه ذات پاکست
سبحان من عرفنا ذکر زبان اشیا ۲
خوانندگان قرآن جز لفظ میندانند
عمری به سر دویدم اندر میان قرا ۳
در مکتب خیالت خوانند ابجد عشق
گر فاضلند و کامل گر ناقصند و دانا ۴
از آه ما سحرگاه آتش به عالم افتاد
مرغان کباب گشتند در باغ آشیانها ۵
در دیدهها نشینی تا روی خود ببینی
گفتی حکایت خود در کام و در زبانها ۶
تو جان جان جانی در منزل خیالت
چون آفتاب رفتی در جوف آسمانها ۷
گفتی به سوی ما آی بگذر ز دین و دنیا
از حضرت تو آید بر گوش و جان نداها ۸
جانم بسوخت از غم ای پادشاه اعظم
کوهی خستهدل را دریاب یا الها ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.