خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از نداشتن توشهای برای سفر زندگی جز اشک و آه سخن میگوید و از سختیهای راه و دوری از حق مینالد. او تأکید میکند که حتی یک لحظه دوری از راه حق میتواند دل را از درگاه الهی دور کند و نیاز به استغفار دارد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۱۷ - ندارم توشه ای از بهر این ره
ندارم توشه ای از بهر این ره
بجز یکقطره اشک و یکنفس آه ۱
بهای قطره اشکی چه باشد
که دریاهای خون بینم در این راه ۲
زره وامانده ای درمانده خوش گفت
که ره دور است و گام عمر کوتاه ۳
اگر یکدم بغیر از راه حق رفت
از آن یکدم هزار استغفرالله ۴
چو دوری از در دل چند گوئی
که نزدیک است دل را ره بدرگاه ۵
بجز یکقطره اشک و یکنفس آه ۱
بهای قطره اشکی چه باشد
که دریاهای خون بینم در این راه ۲
زره وامانده ای درمانده خوش گفت
که ره دور است و گام عمر کوتاه ۳
اگر یکدم بغیر از راه حق رفت
از آن یکدم هزار استغفرالله ۴
چو دوری از در دل چند گوئی
که نزدیک است دل را ره بدرگاه ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۶ - آن مست ببین بی خبر از خویش فتاده
گوهر بعدی:شماره ۳۱۸ - چهره را رنگی بده آبی بده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.