خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این متن به توصیف یک روز ابری و بارانی می‌پردازد که در آن افراد هشیار کارهای خود را انجام نمی‌دهند. به جای آن، نوشیدن شراب و گردهمایی با یاران توصیه می‌شود. همچنین، به انتقاد از برخی افراد مانند طلبکاران و سگساران پرداخته شده و در نهایت، از پیر خرد و افراد راستگو و درستکار یاد می‌شود.

محتوا شامل اشاراتی به نوشیدن شراب و نقدهای اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۰۴ - روز ابر و ترشح باران

روز ابر و ترشح باران
نه سزد کرد کار هشیاران ۱

می بنه گل بریز و بازبخوان
یار دوشینه با همه یاران ۲

تا نشینند گرد یکدیگر
بر سر خوان باده، میخواران ۳

خادمک را بگو فرو بندد
در بروی همه طلبکاران ۴

نگشاید گر آید آن شیخک
که بود قائد نکوکاران ۵

که سر خر بزرگ گردد اگر
ره کنند آن بزرگ دستاران ۶

خانه ای کین گرو گرد آیند
گردد آن خانه شهر سگساران ۷

نام ایشان نهاده پیر خرد
زشت گردار و خوب گفتاران ۸

شیخ را گو که باده نوشانند
راست گفت و درست کرداران ۹

راه ایشان بپو که زود رسید
هر که رفت از پی سبکباران ۱۰
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۰ ۲۱۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۰۳ - بچنگ دیو اسیرم بدست غول زبون
گوهر بعدی:شماره ۳۰۵ - نمیدانم چه کردی با دل من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.