خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و هجران معشوق سخن میگوید. او از زیبایی لبهای معشوق، درد فراق، و تأثیر عشق بر هوشیاران و مستمندان میسراید. همچنین، تضاد بین وصل و هجر را به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه عشق میتواند زندگی را به بهشت یا جهنم تبدیل کند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای عمیق و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۰۲ - آن لعل لب و دهان خندان
آن لعل لب و دهان خندان
مپسند چنین خموش چندان ۱
آخر نمکی بپاش از آن لب
بر ریش درون دردمندان ۲
ما دیده بکس نمیگشائیم
چشم تو نموده چشم بندان ۳
آن مست بگو چسان ربوده است
آرام و قرار هوشمندان ۴
وصل تو وشوق آب و آتش
عشق تو و صبر مستمندان ۵
با هجر تو گلشن است گلخن
با وصل تو گلشن است زندان ۶
از عشق تو مست هوشیاران
در پای تو پست سر بلندان ۷
از حسرت آن لبان حبیب
بسیار گزیده لب بدندان ۸
مپسند چنین خموش چندان ۱
آخر نمکی بپاش از آن لب
بر ریش درون دردمندان ۲
ما دیده بکس نمیگشائیم
چشم تو نموده چشم بندان ۳
آن مست بگو چسان ربوده است
آرام و قرار هوشمندان ۴
وصل تو وشوق آب و آتش
عشق تو و صبر مستمندان ۵
با هجر تو گلشن است گلخن
با وصل تو گلشن است زندان ۶
از عشق تو مست هوشیاران
در پای تو پست سر بلندان ۷
از حسرت آن لبان حبیب
بسیار گزیده لب بدندان ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۱ - رخ است آن یا چمن یا باغ نسرین
گوهر بعدی:شماره ۳۰۳ - بچنگ دیو اسیرم بدست غول زبون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.