شاعر در این متن بیان میکند که با وجود ارتباط با خراباتیان (اهل عیاشی و مستی)، همچنان به گفتههای شیخ (عارف یا عالم دینی) احترام میگذارد و جان و دل خود را به او سپرده است. او ادعا نمیکند که شیخ گمراه است، زیرا خود از آگاهی دل و جان برخوردار است. شاعر همچنین اشاره میکند که اگر شیخ دارای مقام و موقعیت بزرگی است، او نیز دارای جایگاه و ارزشی مشابه است و از داشتن ریش انبوه (نماد بزرگی و وقار) نیز برخوردار است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و تصوف است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به خرابات (محل عیاشی و مستی) و مقایسه آن با مفاهیم دینی نیاز به درک بالاتری از فرهنگ و ادبیات دارد.
شماره ۲۶۲ - با خراباتیان رهی دارم
در خرابات بنگهی دارم ۱
ننهم جان و دل بگفته شیخ
که دل و جان آگهی دارم ۲
مینگویم که شیخ گمراه است
او رهی نیز من رهی دارم ۳
شیخ اگر رو بدرگهی دارد
نیز من رو بدرگهی دارم ۴
نه چه دستار او بزرگ و گران
نه چنو ریش انبهی دارم ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.