این متن بیانگر احساسات و امیدهای گدایان و بینوایانی است که به درگاه خداوند پناه آوردهاند. آنها با وجود خستگی و درماندگی، به امید بخشش و رحمت الهی به این درگاه آمدهاند. متن تأکید دارد که خداوند وعده کمک به بینوایان را داده و آنها با ایمان به این وعده، به درگاه او روی آوردهاند. همچنین، اشاره میکند که بندگان راهی جز پناه بردن به خدا ندارند و با امید به الطاف الهی، به سوی او میآیند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آنها به سطحی از بلوغ فکری و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۵۱ - ما بدین درگه به امید گدایی آمدیم
بنده آسا، رو به درگاه خدایی آمدیم ۱
خسته دل، بربسته پا، بشکسته دست، آشفته جان
سوی این در با همه بی دست و پایی آمدیم ۲
پادشاهان جبهه میسایند بر این خاک راه
ما گدایان نیز بهر جبهه سایی آمدیم ۳
خاک درگاه همایون تو چون فر هماست
از پی تحصیل این فر همایی آمدیم ۴
هر که سر بر خاک این در سود چون حاجت رواست
ما به امیدی پی حاجت روایی آمدیم ۵
وعده دادی بینوایان را گه درماندگی
درگه درماندگی و بینوایی آمدیم ۶
چون تو فرمودی که هر تقصیر و عصیان و خطا
کز تو آید در پذیرم چون بیایی، آمدیم ۷
چون تو فرمودی که از بگذشته ها ما بگذریم
سر به سر چون سر بر این درگه بسایی آمدیم ۸
بنده را راهی نباشد جز به درگاه خدا
زآنکه ما بنده توییم و تو خدایی، آمدیم ۹
از ازل بودیم با الطاف تو امیدوار
تا ابد با قول لا تقطع رجائی آمدیم ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.