خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این ابیات از وضعیت روحی و عاطفی خود سخن میگوید، بیان میکند که شکسته و خسته است و پای خود را به عشق بسته است. او از لطف و رحمت الهی یا معشوق میخواهد که گره از کارش بگشاید و راهنماییاش کند. همچنین اشاره میکند که مدتهاست در انتظار است و امیدوار به لطفی است که او را از خودبیگانگی نجات دهد.
محتوا دارای مفاهیم عرفانی و عاطفی عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۴۸ - گر میخری شکسته تو خود ما شکسته ایم
گر میخری شکسته تو خود ما شکسته ایم
ور خسته میپذیری ما سخت خسته ایم ۱
لطف تو میگشاید اگر کار بسته را
ما پای خود بدست خود ایدوست بسته ایم ۲
ای خضر رهنما نظری کن بما که ما
عمری بشد که بر سر راهت نشسته ایم ۳
ای رستگان ز خویشتن ای بستگان بحق
لطفی بما کنید که از خود نرسته ایم ۴
ور خسته میپذیری ما سخت خسته ایم ۱
لطف تو میگشاید اگر کار بسته را
ما پای خود بدست خود ایدوست بسته ایم ۲
ای خضر رهنما نظری کن بما که ما
عمری بشد که بر سر راهت نشسته ایم ۳
ای رستگان ز خویشتن ای بستگان بحق
لطفی بما کنید که از خود نرسته ایم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۷ - ما قدح جز زکف شاهد صادق نزنیم
گوهر بعدی:شماره ۲۴۹ - من بجز کار می و ساقی و ساغر نکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.