خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از فداکاری بی‌حد و حصر خود می‌گوید و هر آنچه دارد را بی‌ارزش در برابر وفاداری به معشوق می‌داند. شاعر از عشق و ایثار سخن می‌گوید و حتی عمر عزیز خود را نیز در راه وفاداری به معشوق هدیه می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و انتزاعی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار بوده و مناسب مخاطبان با درک ادبی بالاتر است.

مشاهده کامل

شماره ۲۳۸ - زر چه باشد که نثار کف پای تو کنم

زر چه باشد که نثار کف پای تو کنم
که سر آن قدر ندارد که فدای تو کنم ۱

سروزر، یا دل و جان، هر چه بگنجینه مراست
بوفای تو نیرزد که بهای تو کنم ۲

بس عزیز است و گرانمایه مرا عمر عزیز
لیکن آن عمر که در کار وفای تو کنم ۳

گر برای من دلخسته رود دور فلک
طوق و یاره زمه و مهر برای تو کنم ۴

از دل و دیده در این خانه دو منزل داری
تا کدامین به پسندی تو که جای تو کنم ۵

خلوت خاص تو کردم دل و از من بپذیر
دیده را نیز که دهلیز سرای تو کنم ۶

لطفها کردی و من هیچ نیارم کردن
در جزای تو، مگر شکر خدای تو کنم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۷ - گر تو می در خواب خوردی، ما به بیداری زنیم
گوهر بعدی:شماره ۲۳۹ - بتقریبی ز ما گاهی ببر نام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.