خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از تجربیات عرفانی و روحانی خود سخن میگوید. او با توصیف مکانهایی مانند میخانه و کعبه، به جستجوی حقیقت میپردازد و به وحدت وجود و عشق الهی اشاره میکند. تصاویری مانند پروانه و شمع، عقل و جنون، و نقوش مختلف، همه نمادهایی از سفر روحانی و کشف حقایق هستند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از استعارهها و نمادها نیاز به درک بالاتری از ادبیات و فلسفه دارند.
شماره ۱۵۹ - حلقه بر هر در زدم دیدم در میخانه بود
حلقه بر هر در زدم دیدم در میخانه بود
در کفم هر سبحه کافتاد از گل پیمانه بود ۱
جلوه گر از چهره پیر مغان دیدم عیان
نقش هر صورت که اندر کعبه و بتخانه بود ۲
پرتوی از نقطه دانش در این بیدانشان
یک حقیقت دیدم و چندین هزار افسانه بود ۳
چون فنای عاشقانرا شاه جان پروانه داد
سوخت صد پروانه و یک شمع را پروانه بود ۴
عقل کل کش ساده دیدم با دو صد نقش و نگار
شور سودا و جنون از یک دل دیوانه بود ۵
صد هزاران ساز و در هر یک نوائی مختلف
چون نهادم گوش جان یک ناله مستانه بود ۶
در کفم هر سبحه کافتاد از گل پیمانه بود ۱
جلوه گر از چهره پیر مغان دیدم عیان
نقش هر صورت که اندر کعبه و بتخانه بود ۲
پرتوی از نقطه دانش در این بیدانشان
یک حقیقت دیدم و چندین هزار افسانه بود ۳
چون فنای عاشقانرا شاه جان پروانه داد
سوخت صد پروانه و یک شمع را پروانه بود ۴
عقل کل کش ساده دیدم با دو صد نقش و نگار
شور سودا و جنون از یک دل دیوانه بود ۵
صد هزاران ساز و در هر یک نوائی مختلف
چون نهادم گوش جان یک ناله مستانه بود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۸ - آزار تو ایدوست دل آزار نباشد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۰ - شاهدی مستانه آمد زاهدی مستور شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.