خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوع عشق و سفر معنوی اشاره دارد. با استفاده از تصاویر شعری مانند کاروان، ناقوس، و باد، شاعر از راه عشق و فروتنی در برابر آن سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند غرور، تواضع، و رحمت الهی اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و اشارات تاریخی مانند «سلیمان» و «مسند باد» نیاز به دانش ادبی و فرهنگی دارد.
شماره ۱۵۴ - میزند روز و شب جرس فریاد
میزند روز و شب جرس فریاد
می رود کاروان به عشق آباد ۱
همه تن یکدهان و اندر وی
یک زبان اندر او دو صد فریاد ۲
هیچ دانی که چیست بانگ ناقوس است
کین دم از پیر دیر دارد باد ۳
راه عشق است و باد کبر و غرور
باید از سر بخاک راه نهاد ۴
تا تو موری بپای عجز بپوی
چون سلیمان شدی بمسند باد ۵
بادب گام نه که در ره عشق
اولین منزل است بحر آباد ۶
منزل سعد و خاک سعد الدین
کز حقش صد هزار رحمت باد ۷
می رود کاروان به عشق آباد ۱
همه تن یکدهان و اندر وی
یک زبان اندر او دو صد فریاد ۲
هیچ دانی که چیست بانگ ناقوس است
کین دم از پیر دیر دارد باد ۳
راه عشق است و باد کبر و غرور
باید از سر بخاک راه نهاد ۴
تا تو موری بپای عجز بپوی
چون سلیمان شدی بمسند باد ۵
بادب گام نه که در ره عشق
اولین منزل است بحر آباد ۶
منزل سعد و خاک سعد الدین
کز حقش صد هزار رحمت باد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۳ - صبح است و صبوح است بیائید بیائید
گوهر بعدی:شماره ۱۵۵ - بیا که طره تو میل شور و شر دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.