خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که بر اهمیت لطف و عنایت الهی تأکید دارد. شاعر بیان میکند که بدون لطف پروردگار، هیچ چیز ارزشمند نمیشود و هر آنچه هست از الطاف اوست. همچنین، اشارهای به تقدیر و سرنوشت ازلی دارد که بر اساس آن، هر کس بهرهای خاص دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار است. همچنین، برخی از عبارات مانند «سر بریده» و «پا شکسته» ممکن است برای مخاطبان کمسن نامناسب باشد.
شماره ۱۴۹ - این سنگ جز بلطف تو گوهر نمی شود
این سنگ جز بلطف تو گوهر نمی شود
وین خاک جز بصنعت تو زر نمی شود ۱
چون آفتاب روی تو برتافت برجهان
آنسنگ خاک باد که گوهر نمی شود ۲
آن پا شکسته خوش که بدین ره نمی رود
وان سر بریده به که در این سر نمی شود ۳
لطفی بکن بگوری چشم عدو که گفت
کام دل حبیب میسر نمی شود ۴
روز ازل بخامه حق بر جبین ما
نقشی نبشته اند که دیگر نمی شود ۵
هر قسمتی بنام کسی برنبشته اند
آب خضر نصیب سکندر نمی شود ۶
وین خاک جز بصنعت تو زر نمی شود ۱
چون آفتاب روی تو برتافت برجهان
آنسنگ خاک باد که گوهر نمی شود ۲
آن پا شکسته خوش که بدین ره نمی رود
وان سر بریده به که در این سر نمی شود ۳
لطفی بکن بگوری چشم عدو که گفت
کام دل حبیب میسر نمی شود ۴
روز ازل بخامه حق بر جبین ما
نقشی نبشته اند که دیگر نمی شود ۵
هر قسمتی بنام کسی برنبشته اند
آب خضر نصیب سکندر نمی شود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - حق بمن بنده چشم روشن داد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - خوشا کاین خانه را ویرانه سازند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.