خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به انتقاد از کسانی میپردازد که او را مردود و کافر خواندهاند. او دلیل این اتهامات را جهل و کجفهمی آنان میداند و اشاره میکند که در طول تاریخ، نادانان همواره پیامبران و خردمندان را به دروغگویی و سحر متهم کردهاند. شاعر تأکید میکند که اگر خردمندان از او راضی باشند، نظر نابخردان برایش اهمیتی ندارد.
متن دارای مفاهیم انتزاعی مانند انتقاد اجتماعی، خردگرایی و اشاره به تاریخ انبیا است که درک آنها به بلوغ فکری و آگاهی تاریخی نیاز دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۴۲ - شیخ و زاهد گر مرا مردود و کافر گفته اند
شیخ و زاهد گر مرا مردود و کافر گفته اند
عذر ایشان روشن است از روی ظاهر گفته اند ۱
خاطری رنجیده از ما دادشتند این ابلهان
این سخنها را مگر از رنج خاطر گفته اند ۲
دشمن دانا بود نادان که در هر روزگار
انبیا را ناقصان کذاب و ساحر گفته اند ۳
این خراطین بین که با این عقل و این دانش، سخن
از سماک اعزل و از نسر طائر گفته اند ۴
گر خردمندان رضا باشند از ما باک نیست
زانچه این نابخردان از عقل قاصر گفته اند ۵
عذر ایشان روشن است از روی ظاهر گفته اند ۱
خاطری رنجیده از ما دادشتند این ابلهان
این سخنها را مگر از رنج خاطر گفته اند ۲
دشمن دانا بود نادان که در هر روزگار
انبیا را ناقصان کذاب و ساحر گفته اند ۳
این خراطین بین که با این عقل و این دانش، سخن
از سماک اعزل و از نسر طائر گفته اند ۴
گر خردمندان رضا باشند از ما باک نیست
زانچه این نابخردان از عقل قاصر گفته اند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۱ - می زدن در بزم نادانان ز نادانی بود
گوهر بعدی:شماره ۱۴۳ - معاشران قدح نوش اگر صواب کنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.