خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنج دل شکسته و عاشقانه سخن میگوید. با استفاده از استعارههایی مانند "خون شدن دل" و "تیغ جفا"، شاعر به بیان غم و اندوه میپردازد. همچنین، اشارههایی به می و مینوشی دارد و از شخصیتهای اساطیری مانند کی و جم نام میبرد. در انتها، با اشاره به داستان عاشقانهی قیس و لیلی (مجنون)، بر جنون عشق تأکید میکند.
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مینوشی و جنون عشق ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۱۱۴ - دم زد لبی از شکوه، نیش نام نهادند
دم زد لبی از شکوه، نیش نام نهادند
خون شد دلی از غصه، میش نام نهادند ۱
صد تیغ جفا بر سر و تن دید، بهر بند
یکناله بر آورد، نیش نام نهادند ۲
در قعر خم از چوب جفا بسکه قفا خورد
خون شد دل انگور، میش نام نهادند ۳
گویند می و جام گرفت از کی و جم نام
کی بود و کجا بود و کیش نام نهادند ۴
لبریز شد از باده و، کف کرد و فرو ریخت
سر جوش می از خم، که قیش نام نهادند ۵
عکسی ز رخ شاهد ما در عرب افتاد
سعدی و ثریا و قیش نام نهادند ۶
یک قصه ز حال دل دیوانه ما بود
آن قیس، که مجنون حیش نام نهادند ۷
خون شد دلی از غصه، میش نام نهادند ۱
صد تیغ جفا بر سر و تن دید، بهر بند
یکناله بر آورد، نیش نام نهادند ۲
در قعر خم از چوب جفا بسکه قفا خورد
خون شد دل انگور، میش نام نهادند ۳
گویند می و جام گرفت از کی و جم نام
کی بود و کجا بود و کیش نام نهادند ۴
لبریز شد از باده و، کف کرد و فرو ریخت
سر جوش می از خم، که قیش نام نهادند ۵
عکسی ز رخ شاهد ما در عرب افتاد
سعدی و ثریا و قیش نام نهادند ۶
یک قصه ز حال دل دیوانه ما بود
آن قیس، که مجنون حیش نام نهادند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۳ - موج زد اشکی و ما را آب برد
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵ - در ازل باده کشان چون گل پیمانه زدند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.