خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که از مضامین شراب، بیداری، و لذتهای زودگذر زندگی سخن میگوید. شاعر مخاطب را به نوشیدن شراب و بیدار ماندن در سحرگاه دعوت میکند و از زیباییهای ظاهری مانند چشم، جام شراب، و زلف معشوق با تشبیهات زیبا یاد میکند. در پایان، به گذرا بودن زمان و اهمیت استفاده از لحظات اشاره میشود.
این متن شامل اشارات به مصرف شراب و مضامین عرفانی مرتبط با آن است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم عمیق و استعاری آن نیاز به درک بالاتری از ادبیات و فلسفه دارد.
شماره ۹۴ - شد وقت سحر چشم تو تا چند بخواب است
شد وقت سحر چشم تو تا چند بخواب است
برخیز که هنگام می و گاه شراب است ۱
تا باده ننوشی نرود خوابت از سر
می دفع خمار آمد و می داروی خواب است ۲
آن جام نه جام است که آبی است فسرده
وان باده نه باده است که یاقوت مذاب است ۳
آن لعل نه لعل است که آن چشم خروس است
وان زلف نه زلف است که آن پر غراب است ۴
گوئی که خوری باده و گویم بلی آری
البته خورم این چه سوال و چه جواب است ۵
آنده مخور و دمی بخور و ساعت بشمار
کامشب شب قدر است و دگر روز حساب است ۶
برخیز که هنگام می و گاه شراب است ۱
تا باده ننوشی نرود خوابت از سر
می دفع خمار آمد و می داروی خواب است ۲
آن جام نه جام است که آبی است فسرده
وان باده نه باده است که یاقوت مذاب است ۳
آن لعل نه لعل است که آن چشم خروس است
وان زلف نه زلف است که آن پر غراب است ۴
گوئی که خوری باده و گویم بلی آری
البته خورم این چه سوال و چه جواب است ۵
آنده مخور و دمی بخور و ساعت بشمار
کامشب شب قدر است و دگر روز حساب است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳ - ایخواجه شنیدم که لبت کان نبات است
گوهر بعدی:شماره ۹۵ - آن جامه بر آن بدن چه زیباست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.