خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، نیاز، آزادگی و رنجهای عاشقی سخن میگوید. او از زلف معشوق، بیمهریها و شبهای دراز عشق یاد میکند و به مقایسهای بین کعبه حقیقی و قبله مجاز میپردازد.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و بیمهری نیاز به درک عمیقتری دارند که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است.
شماره ۸۲ - ما روی بمیخانه و زاهد بحجاز است
ما روی بمیخانه و زاهد بحجاز است
این کعبه حقیقی است گر آن قبله مجاز است ۱
این رشته چسان میگسلد یکسر پیوند
بر دست نیاز است و یکی در کف ناز است ۲
از وی همه آزادگی و کبر و غرور است
از ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است ۳
گیرم که رها گردد از آن دام سر زلف
مرغ دلم از چشم تو در چنگل باز است ۴
زلف تو و شبهای دراز و سخن عشق
جون کوکب بخت من، دنباله دراز است ۵
بی مهری با ما و ندانم سببش چیست
قربان رقیب تو که او محرم راز است ۶
این کعبه حقیقی است گر آن قبله مجاز است ۱
این رشته چسان میگسلد یکسر پیوند
بر دست نیاز است و یکی در کف ناز است ۲
از وی همه آزادگی و کبر و غرور است
از ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است ۳
گیرم که رها گردد از آن دام سر زلف
مرغ دلم از چشم تو در چنگل باز است ۴
زلف تو و شبهای دراز و سخن عشق
جون کوکب بخت من، دنباله دراز است ۵
بی مهری با ما و ندانم سببش چیست
قربان رقیب تو که او محرم راز است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱ - دلم در سینه چون ساغر بجوش است
گوهر بعدی:شماره ۸۳ - آب بودم صحبت آذر گلابم کرده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.