خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از خرافات و ریاضتهای بیثمر دوری میکند و به دنبال رهایی و حقیقت است. او از پیر خردمند درخواست میکند تا با بخشیدن جرعهای می، او را از این مخمصه نجات دهد. شاعر از عمر تلفشده در صومعه و کرامات ظاهری بیزار است و خواهان زندگی اصیل و مردانه است. او به دنبال نابودی وجود پوچ و رسیدن به حقیقت ناب است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، اشاره به مینوشی و انتقاد از برخی باورهای مذهبی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۶۳ - ای مغبچه کو ره خرابات
ای مغبچه کو ره خرابات
تا باز رهم از این خرافات ۱
از شاهی عرصه گاه شطرنج
صد بار نکوتر ار شوم مات ۲
ای پیر خرد ره رهائی
دانی تو که چیست زین مخافات ۳
یک جرعه می کرم کن ای پیر
بیزار شدم از این کرامات ۴
در صومعه نیم عمر شد فوت
از میکده جو قضای مافات ۵
مردانه کرامتی کن ای پیر
تاخیر مکن که هست آفات ۶
این هستی عاریت رها کن
بیزار شو از حیات اموات ۷
نابود کن این وجود بی بود
تا نفی زنفی گردد اثبات ۸
تا باز رهم از این خرافات ۱
از شاهی عرصه گاه شطرنج
صد بار نکوتر ار شوم مات ۲
ای پیر خرد ره رهائی
دانی تو که چیست زین مخافات ۳
یک جرعه می کرم کن ای پیر
بیزار شدم از این کرامات ۴
در صومعه نیم عمر شد فوت
از میکده جو قضای مافات ۵
مردانه کرامتی کن ای پیر
تاخیر مکن که هست آفات ۶
این هستی عاریت رها کن
بیزار شو از حیات اموات ۷
نابود کن این وجود بی بود
تا نفی زنفی گردد اثبات ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲ - مطرب امروز مگر نغمه سرائی دگر است
گوهر بعدی:شماره ۶۴ - از هیچ دری حاجت درویش روا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.