خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا یک شعر عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق و نیز از ارتباط با خداوند سخن میگوید. شاعر از گریبان و دامان معشوق و نیز از زیباییهای طبیعت مانند چمن و نسترن یاد میکند و آرزو میکند که معشوق را در این زیباییها ببیند.
متن شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از مفاهیم عمیق و استعارههای به کار رفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۲۲ - یارب بدست ما که داد امشب گریبان ترا
یارب بدست ما که داد امشب گریبان ترا
ندهیم تا دامان حشر از دست دامان ترا ۱
نیکت چو جان آرم ببریکدست آرم بر کمر
گیرم بآن دست دگر زلف پریشان ترا ۲
طفل یتیم و سلب سرخ هر چند میدانند حیف
یارب منم کاینسان برم سلب زنخدان ترا ۳
برخیز و پا نه در چمن دوری بزن با نسترن
تا بو که بیند سر و بن قد خرامان ترا ۴
ندهیم تا دامان حشر از دست دامان ترا ۱
نیکت چو جان آرم ببریکدست آرم بر کمر
گیرم بآن دست دگر زلف پریشان ترا ۲
طفل یتیم و سلب سرخ هر چند میدانند حیف
یارب منم کاینسان برم سلب زنخدان ترا ۳
برخیز و پا نه در چمن دوری بزن با نسترن
تا بو که بیند سر و بن قد خرامان ترا ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱ - خیل انده ز جای برد مرا
گوهر بعدی:شماره ۲۳ - ایکه کشتی ز انتظار مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.