خلاصه و ردهبندی سنی
15+
متن بالا شعری است که از زبان یک درزی (خیاط) بیان میشود و مفاهیمی مانند قناعت، عدالت، و پیامدهای اعمال بد را مطرح میکند. درزی اشاره میکند که چگونه برخی با وجود ثروت و رفاه، باز هم در فقر معنوی به سر میبرند و چگونه اعمال نادرست میتوانند عواقب ناخوشایندی داشته باشند. همچنین، اشارهای به همراهی و همدردی در سختیها دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر دارند که برای سنین بالاتر مناسبتر است.
بخش ۱۲ - مثل
چه خوش گفت درزی بیک جامه پوش
چو تشریفی میفکندش بدوش ۱
که به در فراخی بمردن بسی
که جان پروراند بتنگی کسی ۲
بشستن چه سودش دهد داوری
در اشنان ما جامه دیگری ۳
بگفتندش اینقصه از فعل بد
مینداز چون رخت گرما زخود ۴
که بس گربه بیدت اندر ازار
کنیم ارنگردد قبا آشکار ۵
نه سوزن بد آخر قبائی چنین
که ناگه فرو رفت اندر زمین ۶
هم آغوش و هم خفت او بوده است
بروزو بشب جفت او بوده است ۷
بگفتا نه تنها مرا محرمیست
میان بندو دستار با خرمیست ۸
باودسته کارد وابسته هم
تنها درین کشتنی نی منم ۹
توازریسمانی که رفتی بچه
چرا خود نگیری بجرمش کله ۱۰
دوصد ترسم ار بیش ازین میدهی
که کندست گیوه زپای تهی ۱۱
چو تشریفی میفکندش بدوش ۱
که به در فراخی بمردن بسی
که جان پروراند بتنگی کسی ۲
بشستن چه سودش دهد داوری
در اشنان ما جامه دیگری ۳
بگفتندش اینقصه از فعل بد
مینداز چون رخت گرما زخود ۴
که بس گربه بیدت اندر ازار
کنیم ارنگردد قبا آشکار ۵
نه سوزن بد آخر قبائی چنین
که ناگه فرو رفت اندر زمین ۶
هم آغوش و هم خفت او بوده است
بروزو بشب جفت او بوده است ۷
بگفتا نه تنها مرا محرمیست
میان بندو دستار با خرمیست ۸
باودسته کارد وابسته هم
تنها درین کشتنی نی منم ۹
توازریسمانی که رفتی بچه
چرا خود نگیری بجرمش کله ۱۰
دوصد ترسم ار بیش ازین میدهی
که کندست گیوه زپای تهی ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۱ - در گریختن ایلچی از بند صوف
گوهر بعدی:بخش ۱۳ - در چریک انداختن و لشکر آوردن از اطراف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.