خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر به توصیف شب زفاف و تغییر حالات خود میپردازد. او از ورود معشوقهای با قامتی بلند مانند سمنبر سخن میگوید و احساس میکند که از خود بیخود شده است. سپس به تغییر وضعیت ظاهری خود اشاره میکند، مانند پوشیدن لباسهای نو و کنار گذاشتن لباسهای قدیمی، و اینگونه احساس میکند که به جهانی دیگر منتقل شده است.
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و اشاره به مراسم زفاف است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیقتر نیاز به درک بالاتری دارد.
شماره ۱۹ - ای شاهد سمنبر والا شب زفاف
ای شاهد سمنبر والا شب زفاف
(از در در آمدی و من از خود بدر شدم) ۱
در انجمن زشادی دستار و کفش نو
چندی بپای رفتم و چندی بسر شدم ۲
پشمینه رافکنده و پوشیده ام کتان
(گوئی کز اینجهان بجهان دگر شدم) ۳
(از در در آمدی و من از خود بدر شدم) ۱
در انجمن زشادی دستار و کفش نو
چندی بپای رفتم و چندی بسر شدم ۲
پشمینه رافکنده و پوشیده ام کتان
(گوئی کز اینجهان بجهان دگر شدم) ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸ - شنیده ام که بدستار گیوه میگفت
گوهر بعدی:شماره ۲۰ - زنا که وصله کرباس زردک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.