خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و مستی شبانه، طبیعت و زیباییهای آن، و خیالپردازیهای خود سخن میگوید. او از حالات مختلف خود در فصول مختلف سال و تجربیات عاشقانه و روحانی خود یاد میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به درک نسبتاً بالایی دارد.
شمارهٔ ۱۰۶ - سلمان ساوجی فرماید
دوش در سودای زلف و چشم جانان بوده ام
شب همه شب تا سحر مست و پریشان بوده ام ۱
در جواب آن ۲
برنهالی مجرح دوش غلطان بوده ام
تا سحر با جامه خواب افتان و خیزان بوده ام ۳
با نگارستان زیلوو حصیر زرفشان
که ببستان جلوه گر که در گلستان بوده ام ۴
گاه نقش آرای آرایش بانگیز خیال
گاه در حجله تتق بند عروسان بوده ام ۵
هردم از پشتی والای زرافشان آمده
چون صبا با گل سحردست و گریبان بوده ام ۶
از هوای بندقی گردیده ام عمری بسر
و زخیال زوده قرنی در صفاهان بوده ام ۷
در زمستان گشته ام پیوسته سرگرم برک
در بهاران واله روسی و کتان بوده ام ۸
در جهان زیرافکنی نبود بسان نرمدست
بشنو این از من که عمری در پی آن بوده ام ۹
بوی مشک و عنبر از جیب آید ایقاری چرا
زانکه اطلس را چو مجمر زیر دامان بوده ام ۱۰
شب همه شب تا سحر مست و پریشان بوده ام ۱
در جواب آن ۲
برنهالی مجرح دوش غلطان بوده ام
تا سحر با جامه خواب افتان و خیزان بوده ام ۳
با نگارستان زیلوو حصیر زرفشان
که ببستان جلوه گر که در گلستان بوده ام ۴
گاه نقش آرای آرایش بانگیز خیال
گاه در حجله تتق بند عروسان بوده ام ۵
هردم از پشتی والای زرافشان آمده
چون صبا با گل سحردست و گریبان بوده ام ۶
از هوای بندقی گردیده ام عمری بسر
و زخیال زوده قرنی در صفاهان بوده ام ۷
در زمستان گشته ام پیوسته سرگرم برک
در بهاران واله روسی و کتان بوده ام ۸
در جهان زیرافکنی نبود بسان نرمدست
بشنو این از من که عمری در پی آن بوده ام ۹
بوی مشک و عنبر از جیب آید ایقاری چرا
زانکه اطلس را چو مجمر زیر دامان بوده ام ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۰۵ - وله ایضا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۰۷ - ایضا او فرماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.