خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بیانگر درد و رنج شاعر از جدایی و تنهایی است. او از نداشتن آرامش، فقر و مشکلات زندگی شکایت میکند و اشاره میکند که چارهای جز تحمل این شرایط ندارد. شاعر از نداشتن مسکن مناسب، لباس کهنه و فرسوده و عدم توانایی در خرید جدید مینالد.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی مانند فقر، تنهایی و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل این مفاهیم نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۲۱ - شیخ سعدی فرماید
روز وصلم قرار دیدن نیست
شب هجرانم آرمیدن نیست ۱
در جواب او ۲
چون زرم بهر نوخریدن نیست
چاره جز کهنه را دریدن نیست ۳
یک تن بی لحاف و زیر افکن
وقت آسایش آرمیدن نیست ۴
هر بده روز میدرد رختی
انکه از جامه اش بریدن نیست ۵
چند کردم بگرد خوان مزاد
بختم ازرخت غیر دیدن نیست ۶
گاه پیچش زکهنگی دستار
برسرش طاقت کشیدن نیست ۷
مسکنی نیست لایقم ورنه
فرشش از بهر گستریدن نیست ۸
قاری از بس که موزه اش تنکست
برهش زهره دویدن نیست ۹
شب هجرانم آرمیدن نیست ۱
در جواب او ۲
چون زرم بهر نوخریدن نیست
چاره جز کهنه را دریدن نیست ۳
یک تن بی لحاف و زیر افکن
وقت آسایش آرمیدن نیست ۴
هر بده روز میدرد رختی
انکه از جامه اش بریدن نیست ۵
چند کردم بگرد خوان مزاد
بختم ازرخت غیر دیدن نیست ۶
گاه پیچش زکهنگی دستار
برسرش طاقت کشیدن نیست ۷
مسکنی نیست لایقم ورنه
فرشش از بهر گستریدن نیست ۸
قاری از بس که موزه اش تنکست
برهش زهره دویدن نیست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۰ - مولانا جلال الدین رومی
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۲ - خواجه عماد فقیه فرماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.