خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و فراق سخن میگوید و بیان میکند که از عشق معشوق جز درد و رنج نصیبی نبرده است. او از دوری معشوق و رنجهای ناشی از آن مینالد و معشوق را به بیرحمی و دوستکشی متهم میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد و رنج ناشی از عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
رباعی ۲۳۶ - نادیده من از عشق تو یک روز فراغ
نادیده من از عشق تو یک روز فراغ
بهره نبرد مرا ز وصلت جز داغ ۱
کردی تن من ز تاب هجران چو کناغ
تا خو داری تو دوست کشتن چو چراغ ۲
بهره نبرد مرا ز وصلت جز داغ ۱
کردی تن من ز تاب هجران چو کناغ
تا خو داری تو دوست کشتن چو چراغ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۲۳۵ - نیکوتری از آب روان اندر باغ
گوهر بعدی:رباعی ۲۳۷ - ای بیماری سرو ترا کرده کناغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.