خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از درد و رنج خود میگوید و از تاریکی و سیاهی روزگار خود شکایت میکند. او تنها امید خود را به لطف و فضل دیگری میبندد که شاید بتواند او را از این وضعیت نجات دهد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، موضوعات مربوط به رنج و ناامیدی نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۱۸ - کس را نبود حال تباهی که مراست
کس را نبود حال تباهی که مراست
تاریک تر از روز سیاهی که مراست ۱
فضل تو مگر شفیعم آید که گذشت
دشوار نماید از گناهی که مراست ۲
تاریک تر از روز سیاهی که مراست ۱
فضل تو مگر شفیعم آید که گذشت
دشوار نماید از گناهی که مراست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - از خود همه تا نمرد کس زنده نشد
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - با یاد خودم دوام دمسازی بخش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.