خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق نافرجام، رنجهای عاطفی و ناامیدیهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از وفاداری بیپاسخ، جفاهای معشوق و دردهای روحی خود مینالد و به بیثمری تلاشهایش در عشق اشاره میکند. همچنین، نگاهی انتقادی به کمالطلبی و عیبجویی از دیگران دارد.
مضمون عاطفی عمیق و مفاهیم پیچیدهای مانند ناامیدی، جفا و انتقادهای اجتماعی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و تلخکامی نیاز به درک بالاتری از روابط انسانی دارد.
شماره ۳۷۲ - شد مرا عمر در وفا سپری
شد مرا عمر در وفا سپری
تو هنوز از جفا نگشته بری ۱
مرغ این باغ را چه سودا خاست
که کند جای نغمه نوحه گری ۲
گشته رسوای روی او چه کنم
گل نداند ورای پرده دری ۳
جهد کردم که دل بدو ندهم
آدمی دست چون برد ز پری ۴
غنچه را غیرت گلش در باغ
داشت هر صبحدم به جامه دری ۵
دادم آخر به کشتن از ناله
شاکرم با کمال بی اثری ۶
دل در آن زلف مشکبو آموخت
از دو لعل تو رسم خون جگری ۷
عیب جویی صفایی از همه وجه
عیب باشد ز مردم هنری ۸
کامل آن یک تن است و باقی را
هست نقصی بهر که در نگری ۹
تو هنوز از جفا نگشته بری ۱
مرغ این باغ را چه سودا خاست
که کند جای نغمه نوحه گری ۲
گشته رسوای روی او چه کنم
گل نداند ورای پرده دری ۳
جهد کردم که دل بدو ندهم
آدمی دست چون برد ز پری ۴
غنچه را غیرت گلش در باغ
داشت هر صبحدم به جامه دری ۵
دادم آخر به کشتن از ناله
شاکرم با کمال بی اثری ۶
دل در آن زلف مشکبو آموخت
از دو لعل تو رسم خون جگری ۷
عیب جویی صفایی از همه وجه
عیب باشد ز مردم هنری ۸
کامل آن یک تن است و باقی را
هست نقصی بهر که در نگری ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۱ - یار از رخ نکرده جلوه گری
گوهر بعدی:شماره ۳۷۳ - تو نبودی نکوتر ار ز پری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.