خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد هجران، عشق نافرجام و رنجهای عاشق است. شاعر از شب هجران طولانی، نیاز به تابش ماه، اشکهای سرخ و گونههای زرد، و ناتوانی در برابر جذبه معشوق سخن میگوید. او از ظلمت و سیاهی روزگار شکایت دارد و با وجود رنجها، همچنان به معشوق وفادار است.
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، درد هجران و عشق نافرجام است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳۴۰ - بیاکه این شب هجران ز بس دراز و سیاه
بیاکه این شب هجران ز بس دراز و سیاه
کس احتیاج ندارد چو من به تابش ماه ۱
مرا به دیده نشین تا دگر نریزد اشک
مرا به سینه گذر تا دگر نخیزد آه ۲
مکن خیال که خون مرا نهان داری
که از دو چشم تو دارم به قتل خود دوگواه ۳
به فرق کو قدمی رنجه دارم ای قاتل
که با تو صلح کنم خون خود به نیم نگاه ۴
نصیب ماست همین اشک سرخ و گونه ی زرد
ز چهرهای سفید و ز چشم های سیاه ۵
دلم در آن صف مژگان فتاد تا چه کند
پیاده ای به مصاف چهار فوج سپاه ۶
کشید ظلمت خط جدولی به گرد لبش
که دل به چشمه ی حیوان او نیابد راه ۷
به عمرهای طویل این زبان قاصر من
حدیث زلف دراز تو کی کند کوتاه ۸
مرا به دور خط و طره تو اندک و بیش
همیشه روز سیاه است و روزگار تباه ۹
به صدهزار عتاب از تو برنتابم روی
من از کجا و ملالت کجا معاذ الله ۱۰
مران صفایی مشتاق را ازین سر کوی
گدای راه نشین نیست ننگ شوکت و شاه ۱۱
کس احتیاج ندارد چو من به تابش ماه ۱
مرا به دیده نشین تا دگر نریزد اشک
مرا به سینه گذر تا دگر نخیزد آه ۲
مکن خیال که خون مرا نهان داری
که از دو چشم تو دارم به قتل خود دوگواه ۳
به فرق کو قدمی رنجه دارم ای قاتل
که با تو صلح کنم خون خود به نیم نگاه ۴
نصیب ماست همین اشک سرخ و گونه ی زرد
ز چهرهای سفید و ز چشم های سیاه ۵
دلم در آن صف مژگان فتاد تا چه کند
پیاده ای به مصاف چهار فوج سپاه ۶
کشید ظلمت خط جدولی به گرد لبش
که دل به چشمه ی حیوان او نیابد راه ۷
به عمرهای طویل این زبان قاصر من
حدیث زلف دراز تو کی کند کوتاه ۸
مرا به دور خط و طره تو اندک و بیش
همیشه روز سیاه است و روزگار تباه ۹
به صدهزار عتاب از تو برنتابم روی
من از کجا و ملالت کجا معاذ الله ۱۰
مران صفایی مشتاق را ازین سر کوی
گدای راه نشین نیست ننگ شوکت و شاه ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۹ - به طور عم خون بریزی یا به اکراه
گوهر بعدی:شماره ۳۴۱ - دیگر شدم اسیر نگاری به یک نگاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.