این متن شعری عاشقانه و توصیفی است که در آن شاعر با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، معشوقه را میستاید و زیباییهای او را با عناصر طبیعی و اساطیری مقایسه میکند. در این شعر، گیسوی معشوقه به فتنهی هاروت تشبیه شده، چهرهاش به آفتاب، و لعل لبش به سخنگویی. شاعر همچنین از قدرت نقاش صنع (خداوند) سخن میگوید که چهرهی معشوقه را به زیبایی آفریده است.
این متن دارای مضامین عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات اساطیری و ادبی آن نیاز به دانش پیشینهای دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
شماره ۲۱۱ - هرکه دلاویزی گیسوت دید
خسته دلی بسته ی هر موت دید ۱
فتنه ی سحاری هاروت را
در نظر نرگس جادوت دید ۲
معجز جان بخشی روح القدس
در دهن لعل سخنگوت دید ۳
نافه گری های دم صبح را
شمه ای از غالیه ی بوت دید ۴
قدرت استادی نقاش صنع
در بر و بالای بلاجوت دید ۵
چهر تو سنجید چو با آفتاب
صد فلک افزون به ترازوت دید ۶
زهره که بودش فلکی مشتری
مشتری خاک سرکوت دید ۷
از پی صیدی چو شدی شیرگیر
شیر فلک را سگ آهوت دید ۸
تا به قدت چشم صفایی است باز
سرو و صنوبر همه تابوت دید ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.