خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، درد و رنج عاشق، و توصیف زیبایی معشوق سخن میگوید. شاعر از عشق بیپاسخ و تأثیرات عمیق آن بر دلش مینالد و از معشوقی با چشمان و ابروان جذاب یاد میکند که باعث سقوط او شده است.
محتوا شامل مضامین عاشقانهای است که ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم عمیق عرفانی یا عاشقانه ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری داشته باشد.
شماره ۲۰۹ - هر دمت کز مژه بر سینه ی من تیر نیاید
هر دمت کز مژه بر سینه ی من تیر نیاید
خورم افسوس که خونریز منت دیر نیاید ۱
با دل ریش من آن ترک سیه مست ز ابرو
خوفی انگیخت که از ضارب شمشیر نیاید ۲
ذوق دندان شکر خای تو افکند خرابم
تا نگویند دگرکار می از شیر نیاید ۳
به دو چشمت به نگاهی دل مردم ز کف آری
سبک صیادی آهوی تو از شیر نیاید ۴
بر سر کوی خود از فتنه ی عشاق حذر کن
که کس آنجا ننهد پا که زمین گیر نیاید ۵
تاب و تیمار تعلق که به طومار نگنجد
درد و اندوه تعشق که به تحریر نیاید ۶
پاره ای از دل خود پرس پریشانی ما را
کاین حدیثی است نهانی که به تقریر نیاید ۷
اثر عشق نگر با کشش زلف صفایی
دل به مویی ز کفم رفت و به زنجیر نیاید ۸
خورم افسوس که خونریز منت دیر نیاید ۱
با دل ریش من آن ترک سیه مست ز ابرو
خوفی انگیخت که از ضارب شمشیر نیاید ۲
ذوق دندان شکر خای تو افکند خرابم
تا نگویند دگرکار می از شیر نیاید ۳
به دو چشمت به نگاهی دل مردم ز کف آری
سبک صیادی آهوی تو از شیر نیاید ۴
بر سر کوی خود از فتنه ی عشاق حذر کن
که کس آنجا ننهد پا که زمین گیر نیاید ۵
تاب و تیمار تعلق که به طومار نگنجد
درد و اندوه تعشق که به تحریر نیاید ۶
پاره ای از دل خود پرس پریشانی ما را
کاین حدیثی است نهانی که به تقریر نیاید ۷
اثر عشق نگر با کشش زلف صفایی
دل به مویی ز کفم رفت و به زنجیر نیاید ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۸ - نیست حاجت که دل از دست کسی او برباید
گوهر بعدی:شماره ۲۱۰ - یک نظر از دیده ی ماروت دید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.