خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از خورشیدی سخن میگوید که نماد امید و روشنایی است، اما ناگهان سرد و خاموش میشود. او تعجب میکند که چگونه چنین خورشید درخشانی میتواند سرد شود.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و استعاری است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با مفاهیم مرگ، فناپذیری و استعارههای موجود در متن ارتباط برقرار کنند.
رباعی ۱۸۶ - ای خورشیدی که نورت از روی امید
ای خورشیدی که نورت از روی امید
گفتم که به صدر ما نماند جاوید ۱
ناگه به چه از باد اجل سرد شدی
گر سرد نگردد این نگارین خورشید ۲
گفتم که به صدر ما نماند جاوید ۱
ناگه به چه از باد اجل سرد شدی
گر سرد نگردد این نگارین خورشید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۸۵ - ای دیدن تو راحت جانم جاوید
گوهر بعدی:رباعی ۱۸۷ - یک ذره نسیم خاک پایت بوزید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.