خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و پراحساس است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی خود به معشوق سخن میگوید. او از غم هجران، وفاداری بیقید و شرط خود، و اشتیاق به دیدار معشوق مینالد. همچنین، از زیباییهای معشوق مانند موهای پریشان و نگاه تیرانداز او یاد میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و دلدادگی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۲۴ - تا نگردم غبار جولانت
تا نگردم غبار جولانت
برنخیزم ز طرف میدانت ۱
سر ندارم دریغ از آن خم زلف
بازم این گوش را به چوگانت ۲
تا نبوسم کمان و شست ترا
بر نگردم ز تیر مژگانت ۳
سخت تر از دل تو جان من است
که نمردم به درد هجرانت ۴
تشنگان را سراغ آبی بود
که نمردند در بیابانت ۵
مفشان از غبار من که بود
منتی بر سرم ز دامانت ۶
نیست قید تعلقم بر پای
مگر از گیسوی پریشانت ۷
نقشت از دیده کی رود که هنوز
هست در دل نشان پیکانت ۸
من صفایی بدان امید که باز
نرود در هوای جانانت ۹
دل و دینت ز کف گرفته و باز
کار دارد هنوز با جانت ۱۰
برنخیزم ز طرف میدانت ۱
سر ندارم دریغ از آن خم زلف
بازم این گوش را به چوگانت ۲
تا نبوسم کمان و شست ترا
بر نگردم ز تیر مژگانت ۳
سخت تر از دل تو جان من است
که نمردم به درد هجرانت ۴
تشنگان را سراغ آبی بود
که نمردند در بیابانت ۵
مفشان از غبار من که بود
منتی بر سرم ز دامانت ۶
نیست قید تعلقم بر پای
مگر از گیسوی پریشانت ۷
نقشت از دیده کی رود که هنوز
هست در دل نشان پیکانت ۸
من صفایی بدان امید که باز
نرود در هوای جانانت ۹
دل و دینت ز کف گرفته و باز
کار دارد هنوز با جانت ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۳ - شب وصلت نخواهم روز از آن رو زلف فتانت
گوهر بعدی:شماره ۱۲۵ - به پای بوس توام دست و دل ز کار شد آوخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.