خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عهدشکنی و ناپایداری عشق شکایت میکند. او اشاره میکند که معشوق وعدههای زیادی داد اما به آنها عمل نکرد و به جای کاهش درد، بر رنجهایش افزود. شاعر از غم عشق مینالد و بیان میکند که بخت و طالع نیز به او روی خوش نشان ندادهاند.
متن حاوی مضامین عاشقانه و غمانگیز است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۲۱ - وعدهٔ لطف و کرمها کردی
وعدهٔ لطف و کرمها کردی
بیشها گفتی و کمها کردی ۱
سستتر از همه آن عهدی بود
که مؤکد به قسمها کردی ۲
رفتی افزودی الم بر المم
آمدی رفع المها کردی ۳
ای غم عشق که چشمت مرساد
فارغم از همه غمها کردی ۴
بخت و طالع به منت کرد بخیل
ورنه با غیر کرمها کردی ۵
بر صنمخانه گذر کردی چون
به دل سنگ صنمها کردی (؟) ۶
بعد کشتن چه بود سود رفیق
گیرم اظهار ندمها کردی ۷
بیشها گفتی و کمها کردی ۱
سستتر از همه آن عهدی بود
که مؤکد به قسمها کردی ۲
رفتی افزودی الم بر المم
آمدی رفع المها کردی ۳
ای غم عشق که چشمت مرساد
فارغم از همه غمها کردی ۴
بخت و طالع به منت کرد بخیل
ورنه با غیر کرمها کردی ۵
بر صنمخانه گذر کردی چون
به دل سنگ صنمها کردی (؟) ۶
بعد کشتن چه بود سود رفیق
گیرم اظهار ندمها کردی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۰ - جان من گر دل به دست دلستانی داشتی
گوهر بعدی:شماره ۳۲۲ - برد از دست دلها آورد چون پیش رو دستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.